اریک Eric به طرزی زندگی میکرد که گویی رابین هود است. او از ثروتمندان میگرفت و به فقرا میداد. سازماندهندهی اتحادیه کارگری بود و تمام سعی خود را به کار میبرد که تا حد ممکن از مدیران ثروتمند پول بیرون بکشد و به کارگران «فقیر» بدهد.
مغازهدارهای مرد و زن از او خوشنود بودند. بعضی مواقع آنها با یکدیگر به بحث (مبارزه) میپرداختند و اریک نقش رهبر را داشت. در موارد دیگر ممکن بود یک فروشندهی مغازه با یک سرکارگر درگیر شود. وقتی درگیری و بحث شدید میشد و یک مدیر درگیر بود، از اریک کمک میخواستند. به علاوه زمانی که بحثها در همه کارخانه جریان مییافت و رییس کارخانه در آن مداخله میکرد اریک به عنوان مسوول حاضر میشد.
اریک از مدیر عامل خوشش نمیآمد. وقتی که رییس کارخانه، روشهای جدید تولید را معرفی میکرد که مستلزم آن بودند تا کارگران با همان دستمزد قبل، کار بیشتری را انجام دهند؛ اریک میدانست که مدیر عامل پشت این قضیه است. او آرزو داشت رییس هیئتمدیره در ادارهی کارخانه نقش بیشتری به عهده گیرد و از طرفی حس میکرد مدیرعامل توطئهای طرح کرده است تا رییس هیئتمدیره را از بین ببرد.
اریک نمیدانست آیا وضعیت هرگز عوض خواهد شد؟
آیا رییس هیئتمدیره روزی متوجه خواهد شد که چه میگذرد و مدیر عامل و رییس کارخانه را اخراج خواهد کرد؟
آیا مدیر عامل و رییس کارخانه راهی برای رهایی از دست اریک پیدا خواهند کرد؟
اریک تا به حال دقت کرده بود هیچ فرصتی به آنها ندهد اما آنها همیشه به دنبال راهی بودند که او را کنار بگذارند حتی یک بار سعی کردند به کارمندان در عوض بیرون آمدن از عضویت اتحادیه کارگری امتیازهایی پیشنهاد کنند. کارگران پیشنهاد آنها را رد کردند اما اریک میدانست که هر بار که کارگران را به اعتصاب تشویق میکند تا در برابر خواستهای مدیران مقاومت کنند، کارش سختتر میشود.

در سالهای جوانی ما دنیا، مردم و رفتارها برایمان تازگی داشت؛ ما میبایست به گذشته برگردیم تا بدانیم در آن روزها از ما چه انتظاری میرفته و میبایست چگونه عمل میکردهایم. فهم انتظارات دیگران و انتخاب بهترین عملکرد برای یک کودک کوچک بسیار مشکل است به ویژه وقتی بزرگترها همیشه رفتار ثابتی ندارند.
ما با مقدار بسیار زیادی اطلاعات که به دست میآوردیم، حداکثر سعی خود را به کار میبردیم تا درست مانند یک محقق آنها را طبقهبندی کنیم. عنوانهایی برای بایگانی اطلاعات در نظر میگرفتیم تا ایدههای مشابه را کنار یکدیگر بگذاریم. پیوسته در جستجوی الگویی بودیم تا به ما کمک کند به آن اطلاعات معنی بدهیم.

هنگام به کام
فرهنگدوست عزیز
عضویت در باغآینه، رایگان و سریع است و کافیست برای خودتان نام و رمز عبور تعیین کنید.
شما با عضویت در باغآینه، به بخشی از درسهای باغآینه دسترسی پیدا میکنید.
- برخی درسهای وزارت مطالعه ( * )
- برخی درسهای دمی پیش دانا ( * )
- برخی جلسات کتابخوانیها ( * ، * ، * )
- بسیاری از بخشهای موزهٔ انسانهای معمولی
- تمام بخشهای کافه پرسش
دوست عزیز؛
اگر با باغآینه آشنا نیستید و ترجیح میدهید درباره باغ بیشتر بدانید، میتوانید بخش درباره ما را مطالعه کنید یا به نظرات دانشجویان باغ، نگاهی بیندازید و دقیقتر به این پرسش فکر کنید که آیا باغآینه برای شما مناسب است یا نه؟
مسیر پیشنهادی باغ آینه برای خواندن مطالب دو واحد نمایشنامهخوانی
- آشنایی با دوره کتابخوانی دو واحد نمایشنامهخوانی
- دو واحد نمایشنامهخوانی | جلسه اوّل
- دو واحد نمایشنامهخوانی | جلسه دوم
- دو واحد نمایشنامهخوانی | جلسه سوم
- دو واحد نمایشنامهخوانی | جلسهٔ چهارم
- دو واحد نمایشنامهخوانی | رویکرد نمایشنامهای به زندگی
- دو واحد نمایشنامهخوانی | نگارش نمایشنامهٔ زندگی خود
- دو واحد نمایشنامهخوانی | نگارش نمایشنامهٔ زندگی خود | بخش دوم
- دو واحد نمایشنامهخوانی | نگارش نمایشنامهٔ زندگی خود | بخش سوم | قهرمانها
