دو واحد نمایشنامهخوانی | جلسه اوّل
اگر فرض کنیم زندگی ما یک صحنه تئاتر است، احتمالاً این تئاتر بازیگران و دکور و نویسنده و .... دارد. امّا کارگردان و بازیگران نمایشِ زندگی من، چه کسی یا چه کسانی هستند؟
اگر فرض کنیم زندگی ما یک صحنه تئاتر است، احتمالاً این تئاتر بازیگران و دکور و نویسنده و .... دارد. امّا کارگردان و بازیگران نمایشِ زندگی من، چه کسی یا چه کسانی هستند؟
مانند بسیاری از اشعار سهراب، بیانگر تنهایی خاصّ اوست. از آن نوع تنهاییها که اختیاری است و فراتر از پیدا نکردن یک همدم است. فراتر از مهاجرت از مکای به مکان دیگر است.
ناگفته میدانید هر شاعری، زبانی دارد! شاید بتوان گفت که زبان هیچ شاعری، زبان رایجِ روزگارِ او نیست، افسوس که فعلاً نمیتوانم ثابت کنم والّا میگفتم : هر انسانی زبان خاصّ خودش را دارد!
حتماً شما هم در دورهای از زندگی، خود را با دیگری مقایسه کردهاید و از این مقایسهها، نتیجهای هم گرفتهاید! آیا به نظر شما، انسان خود را با خودش مقایسه کند بهتر است؟ یا خودش را با دیگران مقایسه کند؛ شایستهتر است؟
چگونه میتوان روزگارِ خود را نو کرد؟ آیا میتوانیم عینکی به چشم بزنیم که روزگار و زمانهٔ خود را به شکل متفاوتی ببینیم؟